![]() سلام اينجا ميخوام از روزمرگيهام بنويسم. حرفهایی که تو دلم مونده و به کسی نمیتونم بگم رو میخوام اینجا با شما دوستان دنیای مجازی در میون بذارم.اگه به نظرتون نوشته هام سطحیه به بزرگواری خودتون ببخشید. . . . بس كه ديوار دلم كوتاه است هركه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و ميگذرد... . . . امروز اولین روز از فرصتهای باقیمانده است. هیچوقت برای یک تصمیم خوب دیر نیست.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سكوت زندگيم پر از زمزمه هاي دلتنگيست
يادداشتهاي تنهايي يادداشتهاي فرهاد زهرا كاروانسراي قرن بيست يكم مسيح علي نژاد خانم كپي زن نوشت خودموني گزيده خاموشي از دنياي خاكي سيدابراهيم نبوي شراره هاي آتش در بهشت چندقدم نزديكتر به خدا كيبرد آزاد شهرمن حادثه آنلاين بادبادك خرس قهوه اي خانه فلفل بانو وشوهرخان دلتنگيهاي موني جوينده گوينده است و يابنده خاموش جغد بلاگ تصويري جغد اخبار و رويدادهاي جنجالي رابطه دختر و پسر يادداشتهاي يك دختر ترشيده وسعت تنهايي شيشه وقتي ميخواي زن نگيري بيتا سپهري براي ديدن روز عذابت دارم ثانيه ها رو ميشمارم مركز تخصصي فرهنگي تفريحي وبگردها چهار ستاره مانده به صبح ورطه زندگي از يه راه تازه چه آسان ميشود از يادها رفت ازلبها تا قلب سازمان سنجش آموزش كشور جديدترين آهنگها روزنه ايران اهدا بلاگفا free smilley برترين وبلاگهاي فارسي كليپ هاي جديد موبايل زنگوله picasa web google image zoomr.com :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
تو نیستی که ببینی
سلام دوستاي خوبم اين چند روزه خيلي دلم براتون تنگ شده بود... هيچوقت فكر نميكردم اينطوري دلتنگتون بشم... هيچكدوم از وبلاگهاي بلاگفا يا پرشين بلاگ رو نميتونم وقتي تو اداره به نت وصل ميشم ، باز كنم ... متاسفانه * بينهايت ... ادمين ادارمون براي اينكه كاربرها فيلم و ... دانلود نكنن يه فيلتر گذاشته رو سرور .. دستش درد نكنه ... ولي اين چه ربطي داره به بلاگفا؟ شايد برم يه وبلاگ ديگه باز كنم... اگه شد حتما خبرتون ميكنم... تا اون موقع فقط پنجشنبهها صبح از خونه وصل ميشم ... اين چند روزه خيلي سريعتر از اونچه فكرشو بكنيد گذشت .... · رفتم نمايشگاه و كلي كتاب خريدم ... البته همش داستانه... پيتزاي برشته ، جين اير ، دختري از مصر ، دونا ، ربهكا ، آنا ، مردگان ... جاتون خالي براي تغيير روحيهام خيلي خوب بود. · دارم ماموريتي ميرم مشهد ...حسام دوشنبه زنگ زد ...بهش گفتم دارم ميام اونجا ولي نميتونم ببينمت... واقعا هم نميتونم ببينمش ...آخه با مهناز ميخوام برم ...تنها كه نيستم ... فكر كنم ناراحت شد چون زود قطع كرد ...اصلا ناراحتيش برام مهم نيست. · شنبه عروسي دخترداييمه ....لباس هم هنوز نخريدم ... خدايي يه دونه لباس كه به دلم بشينه قيمتش هم مناسب باشه پيدا نكردم ... يه دونه پيراهنو به قول مامانم همچين ميگه 99000 تومن انگار كه ميگه 9900 تومن.... · تو اتوبوس نشسته بودم يه خانمي اومد بالا با بچهاش ...اين بچه به قدري خوشگل و ناز بود كه ميخوستم بخورمش ...بهش گفتم بيا بشين بغلم خسته ميشي (قبول دارم بدجنسي كردم از جام بلند نشدم مامانش بشينه ) گفت نه... يه آدامس بهش دادم اومد بغلم ....همينطوري كه سرشو گذاشته بود رو شونم خوابش برد ...نميدونين چه لذتي داشت ....موهاش تو صورتم بود ...دستامو سفت گرفته بود ... وقتي به ايستگاهي كه بايد پياده بشم رسيدم اصلا دلم نميومد بيدارش كنم ولي چارهاي نبود. · يه جورايي بيقرارم شايد بخاطر اينه كه احتمال ميدم حسامو ببينم ...دوست دارم ببينمش براي بار آخر ولي نميخوام مدتش زياد باشه ...مثلا حداكثر يك ساعت...دوست ندارم اگه ديدمش بهش حرفهاي محبتآميز بزنم و اينكه اون منو با كلماتي كه قبلا دوست داشتم ازش بشنوم صدام كنه ... · كار انتقالم درست نشد ....البته مبدا و مقصد راضي بودند ولي اموراداري موافقت نكرد. شايد خيري توش بود كه جابجا نشدم. ديگه اينكه خيلي دوستون دارم. اميدوارم روزهاي خاطرهانگيز و شادي رو تجربه كنيد. به خدا ميسپارمتون.
· ديروز تا من رسيدم خونه مامانم پاشد لباساشو پوشيد رفت خونه دايي كوچيكم... ميدونين كه پيرو پنجشنبه ما هنوز با هم در قهر به سر ميبريم · من رو اسكرين سيور كامپيوترم بينهايت عكس اين بچههاي خوشگل مامانيو گذاشتم ... بهشون نگاه ميكنم عشق ميكنم ..در همين راستا يكي از همكاراي مجردم كه تو دفتر ما هم كار نميكنه اومده به مهسا همكارم گفته خانم ... چندتا بچه داره؟ توجه كنيد: چندتا؟؟؟؟؟! مهسا هم گفته اون مجرده... اونم گفته من هروقت اومدم دفتر شما بك گراند كامپيوتر اين خانمه عكس بچه بوده من فكر كردم عكس بچههاشه ... از يه طرف حرصم گرفته بود كه چرا فكر كرده من مامانم ... از يه طرفم از اينكه اون بچههاي نازو به من نسبت داده بود يه جورايي خوشم اومد.... بهبه.... · يكي از دوستام منو به چند تا بازي دعوت كرده ... شما فكر كنيد خودم خودمو دعوت كردم ... چيه؟؟؟؟؟ · اوليش آرزوهاي غير ممكنه: 1. دوست دارم يه بار ديگه تا نمردم بابامو ببينم. 2. دوست دارم يه ارث خيلي زياد در حد ميليارد از همين باباي گمشده بهم برسه. 3. دوست دارم يه دستگاهي اختراع بشه كه هر وقت از حموم ميام ، ازش استفاده كنم و همزمان چندتا كارو انجام بده: موهامو سشوآر كنه يه جوري كه باروسري و ... خراب نشه، صورتمو آرايش كنه طوريكه با شستن و ... خراب نشه ... و كاراي ديگه كه يه خورده خصوصيه. 4. دوست دارم همين فردا بيان مدرك فوق ليسانسمو بدن دستم و من هم البته ازشون تشكر ميكنم ... خيليييييي ممنوننمممممممم 5. دوست دارم هرروز به طور روتين يه عملياتي رو مغزم انجام بشه كه آپديت بشه از نظر علمي.سياسي.اجتماعي..... 6. دوست دارم كامنتاي وبلاگم تو روز تولدم از ۱۰۰ تا بزنه بالا ... البته روزشو بهتون نميگم چندتا ديگه هم آرزو دارم كه خجالت ميكشم اينجا بگم... بمونه واسه خودم. · دوميش هله هوله دلخواهمه: من عاشق كاكائو. چيپس با ماست موسير.بستني سالار.آيس پك.چيپلت. ذرت مكزيكي(به مقدار بينهايت با فلفل زياددد).پسته.بادوم.تخمه كدو.پاستیل و....اينا هستم...
تو را دوست دارم اما سکوت پیشه می کنم اين شعرو يه عزيزي برام تو كامنتها فرستادهبود.ازش ممنونم.
· زمان:پنجشنبه صبح مكان:كلاس ورزش خانمه: شوهر من خيلي ماهه.انقده مهربونه.انقده منو دوست داره.استاد دانشگاهه.انقده توكارهاي خونه كمكم ميكنههه ... از غذا پختن گرفته تا نگهداري بچه و تميز كردن خونه ...خلاصه كه يه پارچه آقاست... شوهر شما چطوره؟ صبا: من مجردم. خانمه: بهتررررر ... آقا بالاسر ميخواي چه كني؟ دستت تو جيب خودته راحت... اختيار خودتو داري. كجا بري؟ كجا نري؟ خوشبحالت كه مجردي.... من اگه عقل حالامو داشتم اصلا ازدواج نميكردم... صبا: به نظر شما چرا بعضي از اين خانمهاي متاهل رفتارهاي دوگانه دارن؟ آدم نميفهمه واقعا از زندگيشون راضين يا ناراضين؟ · حسام ديروز بهم اساماس داد... دعا كنيد بيايد مسافري كه نيامد و كوچهكوچه بنازم به عابري كه نيامد دوباره مثل گذشته تمام فاصلهها را غزلغزل بنويسمبه شاعري كه نيامد شكسته بغض غرورم در انتظار عجيبي دعا كنيد بيايد مسافري كه نيامد يه خورده بودار بود... فكر كنم ميخواد بياد تهران... · پنجشنبه سر يه موضوع خيلي كوچولو با مامانم دعواي سختي كردم هنوز هم با هم قهريم دعا كردم خداي مهربون هرچه زودتر مرگمو برسونه... ديگه طاقت ندارم.
خلوت
دلم یه سفر شمال میخواد اونم تنهایی میدونم نمیشه..... امان از دست این غیرت الکی ایرانی ... این تعصبهای بیجا چرا یه دختر تنها نمیتونه بره شمال؟ چرا هر کی اینکارو بکنه بهش انگ .... میچسبونن؟ چرا یه دختر تو ایران تنها نمیتونه بره یه هفته لب دریا بشینه و هیچکسی هم کارش نداشته باشه؟ یه تنهایی یه خلوت .... یه آسمون یه نیمکت میخوام تنهای تنها ... باشم دور از جماعت... راستی دیروز حسام بهم زنگ زد ...جوابشو ندادم...بعدش کلی پشیمون شدم ... ولی کار از کار گذشته بود.
دلم گرفته
سلام به همه دوستاي گلم.... اين چند روزه يعني از سهشنبه هفته گذشته درگير كارهاي انتقالم بودم... آخه ميخوام محل كارم (ساختمون محل كارم ) رو عوض كنم....يادتونه از آقايون دفترمون نوشتهبودم... به اين نتيجه رسيدم كه اصلا نميتونم باهاشون كار كنم .... چون دفتر ما هم يه اتاق خيلي بزرگه (حدود 45 متر مربع)، بدون پارتيشن بندي حالا يه صحبتهايي هم كردم... اميد به خدا ...هر چي صلاح باشه انجام بشه.... و فكر كنم تو محل كار جديدم نتونم تا چندوقت به اينترنت متصل بشم و بايد از خونه وارد بشم.... و فقط پنجشنبهها... اميدوارم اين وضعيت موقتي باشه. البته تو محل كار جديدم حجم كارم خيلي بيشتر ميشه ... ولي هرچي باشه بهتر از كار كردن با يه مشت آدم عقدهاي و لات و .... هست. برام دعا كنيد....
|