![]() |
![]() |
|
|
کجاي اين جنگل شب . پنهون ميشي خورشيدکم چرا به من شک ميکني . من که منم براي تو دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو گريه نميکنم نرو سفر نکن خورشيدکم . ترک نکن منو نرو نزار که عشق منو تو . اينجا به اخر برسه گريه نميکنم نرو نوازشم کن ببين . عشق ميريزه از صدام اگر چه من به چشم تو . کمم، قد يميم، گمم گريه نميکنم نرو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/21ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط صبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
اينجا ميخوام از روزمرگيهام بنويسم. حرفهایی که تو دلم مونده و به کسی نمیتونم بگم رو میخوام اینجا با شما دوستان دنیای مجازی در میون بذارم.اگه به نظرتون نوشته هام سطحیه به بزرگواری خودتون ببخشید. . . . بس كه ديوار دلم كوتاه است هركه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و ميگذرد... . . . امروز اولین روز از فرصتهای باقیمانده است. هیچوقت برای یک تصمیم خوب دیر نیست. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|