تبليغاتX
تو نیستی که ببینی
تو نیستی که ببینی

سلام ...حالتون خوبه؟

بگم از پنجشنبه که ساعت ۱۰ صبح بیدار شدم. ۲ بار ماشین لباسشویی روشن کردم. حمام رفتم. ناهار خوردم. با مامانم رفتیم خرید.بعد اومدیم خونه دیدیم دایی کوچیکم با خانم بچه ها اومدن منزل ما.

جمعه دوباره ساعت ۱۰ بیدار شدیم. جاتون خالی مامانم خورش آلو اسفناج درست کرده بود. ناهارو برداشتیم رفتیم خونه مادربزرگه تا شب هم اونجا بودیم.

فعلا به خدا میسپارمتون.

|+| نوشته شده توسط صبا در شنبه 1386/12/11 ساعت 8:8 قبل از ظهر |