![]() سلام اينجا ميخوام از روزمرگيهام بنويسم. حرفهایی که تو دلم مونده و به کسی نمیتونم بگم رو میخوام اینجا با شما دوستان دنیای مجازی در میون بذارم.اگه به نظرتون نوشته هام سطحیه به بزرگواری خودتون ببخشید. . . . بس كه ديوار دلم كوتاه است هركه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و ميگذرد... . . . امروز اولین روز از فرصتهای باقیمانده است. هیچوقت برای یک تصمیم خوب دیر نیست.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سكوت زندگيم پر از زمزمه هاي دلتنگيست
يادداشتهاي تنهايي يادداشتهاي فرهاد زهرا كاروانسراي قرن بيست يكم مسيح علي نژاد خانم كپي زن نوشت خودموني گزيده خاموشي از دنياي خاكي سيدابراهيم نبوي شراره هاي آتش در بهشت چندقدم نزديكتر به خدا كيبرد آزاد شهرمن حادثه آنلاين بادبادك خرس قهوه اي خانه فلفل بانو وشوهرخان دلتنگيهاي موني جوينده گوينده است و يابنده خاموش جغد بلاگ تصويري جغد اخبار و رويدادهاي جنجالي رابطه دختر و پسر يادداشتهاي يك دختر ترشيده وسعت تنهايي شيشه وقتي ميخواي زن نگيري بيتا سپهري براي ديدن روز عذابت دارم ثانيه ها رو ميشمارم مركز تخصصي فرهنگي تفريحي وبگردها چهار ستاره مانده به صبح ورطه زندگي از يه راه تازه چه آسان ميشود از يادها رفت ازلبها تا قلب سازمان سنجش آموزش كشور جديدترين آهنگها روزنه ايران اهدا بلاگفا free smilley برترين وبلاگهاي فارسي كليپ هاي جديد موبايل زنگوله picasa web google image zoomr.com :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
تو نیستی که ببینی
به نام خداي مهرباني و سلام... چهارشنبه بعداز ظهر رفتم كلاس ورزش.... پنجشنبه صبح زود با خالهام رفتم بانك....از اونجا هم دوباره رفتم كلاس ورزش.... بعدشم اومدم خونه رفتم حموم و آماده شدم بريم مهموني.مهموني به مناسبت اينكه خواهرزاده زندايي عزيز دانشگاه قبول شده جشن گرفته بود جمعه پيرو شب قبلش هنوز من و مامانم با همديگه سرسنگين بوديم اميدوارم آخرين هفته سال 1386 بهتون خيلي خوش بگذره و خبراي خوب بشنويد... به مراد دلتون برسين... براي منم دعا كنين بي زحمت....
|