![]() |
![]() |
|
|
I'm so tired of being here My once pleasant dreams وقتي گريه ميكردي تمام اشكاتو پاك مي كردم تو عادت داشتي منو با نور طنين اندازت جادو كني خيلي سعي كردم به خودم بگم كه رفتي |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/11/15ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط صبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
اينجا ميخوام از روزمرگيهام بنويسم. حرفهایی که تو دلم مونده و به کسی نمیتونم بگم رو میخوام اینجا با شما دوستان دنیای مجازی در میون بذارم.اگه به نظرتون نوشته هام سطحیه به بزرگواری خودتون ببخشید. . . . بس كه ديوار دلم كوتاه است هركه از كوچه تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و ميگذرد... . . . امروز اولین روز از فرصتهای باقیمانده است. هیچوقت برای یک تصمیم خوب دیر نیست. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|